كمال الدين عبد الرزاق سمرقندى
57
مطلع سعدين ومجمع بحرين ( فارسى )
فى الجمله چون امرا و وزرا ديدند كه مرض قوى شد ، انديشهمند شدند كه اگر در غيبت شهزاده واقعهاى حادث گردد ، به واسطهء بعد مسافت ، آتش فتنه بالا گيرد و مصلحت چنان ديدند كه شهزاده را به حكم يرليغ طلب دارند . اگر سلطان صحت يابد به عيادت آمده باشد و اگر صورتى ديگر روى نمايد وارث ملك بر سرير سلطنت ، پيش از وقوع فتن ، ممكن بود . بر اين اتفاق ، معتبرى را روان ساختند و متعاقب ايلچيان مىرفتند . شهزاده در مازندران بود و امير سونج در رادكان و مسافت ميانشان دور و نزديكان شهزاده گماشتگان امير سونج بودند و بىحضور او حركت شهزاده متعذر . چون امير سونج شنيد كه سلطان شهزاده را طلبيده متواتر ايلچى مىرسد ، فهم كرد كه امرا و وزرا مىخواهند كه شهزاده را تنها به اردو رسانند تا اگر قضيهاى واقع شود جانب شهزاده را محكم كرده باشند و از قصد سونج ايمن شده . امير سونج مانع حركت شهزاده شده خبر واقعه رسيد و سونج از رادكان به مازندران رفت و راى او بر آن قرار گرفت كه چون در ملك وارثى ديگر نيست چندانكه ديرتر رويم كار مستحكمتر باشد و استقلال من زيادت گردد و بنابرآن در توجه تأنى مىنمود و چون اركان دولت از عزا فارغ شدند هريك فرزندى و برادرى به استقبال فرستادند و در حدود بسطام به اردوى شهزاده رسيدند و بيلكها رسانيدند و چون امير سونج دير مىآمد اركان ملك در اردوى پادشاه مرحوم به جانب امير چوپان ، كه ركن اشد و باب احد دولت بود ، التجا نمودند . چون رايت همايون شهزاده به سارى قميش ولايت رى رسيد ، امرا حاضر شده خبر واقع رسانيدند و آيين تعزيت ترتيب داده متوجه سلطانيه گشتند و اركان دولت دو گروه بودند : بعضى به امير سونج متعلق شدند و جمعى به ذيل دولت امير چوپان متمسك گشتند و قرب سه ماه از طرفين به ترتيب لشكر و تمهيد مقدمات شور و شر مشغول بودند . عاقبت امير سونج با نزديكان خود مشورت كرد كه اگرچه پيش ازين